حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

434

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

يكى از آن دو ( حرف نقطه‌دار ) به يابندگان او مىماند و يكى وارون كه انس و جن راست مىپندارند و باقى حروف مرموز و نامعلوم است كه نه راه سفرى دارد و نه جاى ماندن ( كه در آن ديگر نه از سفر سخنى است نه از مقام ) ( 76 ) [ چيزى در قلب من است و در آن نامهايى به جاى مانده از تو ] چيزى در قلب من است و در آن نامهايى به جاى مانده از تو نه نور آن را مىشناسد و نه ظلمت و نور روى تو « رازيست » هنگامى كه آن را مشاهده مىكنم اين است جود و احسان و كرم تو محبوبا سخنم را بشنو تو خود آن را درمىيابى نه لوح آن را به درستى مىفهمد و نه قلم ( 77 ) [ با چشم بينايم ] با چشم بينايم كه در وهم نمىگنجد - اشاره كردم آنچه در درونم آشكار شد از خيال پريشانم باريكتر است و در عمق درياى فكرم همچون تير رها شده ، فرو رفتم و قلبم با پر شوق مركّب من در بال اراده‌ام بپرواز درآمد به جايى كه از سوى او خواسته شده‌ام آهسته ، آهسته و بىشتاب